مرتضى مطهرى

49

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

غافل از آنكه اگر تعقّل از نوع جهش و گذار از كمّيت به كيفيّت باشد ، ديگر شناخت تعقّلى ، انعكاس جهان خارج نيست ، زيرا در هر جهش و گذار از كمّيت به كيفيّت ، شيء تغيير ماهيّت و نوعيّت مىدهد و يكسره دگرگون مىشود و چيز ديگر مىگردد . اگر احساس ، انعكاس دنياى خارج است و سپس تغيير ماهيّت داده ، به صورت تعقّل در مىآيد ، پس رابطهء تعقّل با دنياى خارج بريده است ، يعنى ايده‌آليسم . حقيقت اين است كه تمام سيستمهاى فلسفى غرب در نشان دادن مكانيسم تعميم درمانده‌اند . راسل ابائى ندارد كه درماندگى خويش را اعلام نمايد ( 1 ) . ما نظر به اينكه به هر حال اين نوع از شناخت منطقى مورد قبول همگان است ، بحث دربارهء مكانيسم تعميم را ، از نظر فلسفهء اسلامى ، ضرورى نمىدانيم . آنچه اينجا لازم است يادآورى شود اين است كه شناخت منطقى منحصر به شناخت تجربى تعميمى نيست . در شناخت تجربى ، ذهن نخست مواردى را در عمل مىآزمايد و سپس حكم را از موارد آزموده شده به موارد مشابه گسترش مىدهد . در حقيقت ، عمل شناختى ذهن به صورت يك حركت افقى صورت مىگيرد . شناخت منطقى آيه‌اى ولى ذهن نوعى ديگر فعّاليّت شناختى دارد كه آن را بايد « حركت عمقى » ناميد . در اين حركت ، ذهن امور شناخته شده را وسيله و آيه قرار مىدهد و به ما وراء آنها نفوذ و عبور مىنمايد . آنچه قبلا به آن اشاره شد - يعنى شناخت نيرو و عاملى به نام حيات از روى آثار خاص ، شناخت روان ناخودآگاه از راه يك نوع فعّاليّتها در سطح روان خود آگاه ، شناخت گذشته و دور به وسيلهء آثار و علائم حاضر ، و حتّى آگاهى ذهن فلسفى به وجود واقعى و عينى محسوسات به موجب علائم و آثار مستقيم حسّى كه در حواس ما پيدا مىشود - همه از اين قبيل است . اين نوع شناخت همان است كه ما نام آن را شناخت استنباطى يا استدلالى يا - به تبع قرآن - آيه‌اى نهاديم . شناخت آيه‌اى ، بر خلاف تصوّر افراد ناوارد ، يك نوع شناخت تعقّلى و فلسفى

--> ( 1 ) . جهان‌بينى علمى ، ص 50 - 56 .